"کتاب بزرگ مهندسان چغرآباد !"

یک روز کمی تا قسمتی ابری پاییزی دعوتنامه ای به دست کلیه مهندسان چغرآباد رسید با این مضمون:

 " جناب آقای / سرکار خانم مهندس . . .

 بدینوسیله از جنابعالی دعوت می شود در همایشی که جهت بحث و تبادل نظر در مورد چگونگی تالیف کتاب بزرگ زندگینامه مهندسان چغرآباد  برگزار می شود،حضور بهم رسانید "

این اولین بار بود که قرار شده بود دانش آموختگان رشته مهندسی دور هم جمع شوند ، روز جلسه برخلاف انتظارها جلسه مملو از جمعیت بود .جلسه با پخش ویدیو کلیپی با نام " مهندسان ، دلاوران ، هم پیمانان " در تجلیل از مهندسان آغاز بکار کرد .

سخنران اول همایش مهندس " احمد احمدی چغرآبادی " دبرا کتاب بزرگ مهندسان چغر آباد بود که سخن اینگونه آغاز کرد : " بنی آدم اعضا یکدیگرند  که در آفرینش ز یک گوهرند"

امروز جامعه مهندسین چغرآباد همچون زنجیری استوار و نا گسستنی به هم پیوسته اند تا یکپارچگی خود را جشن بگیرند . وی در ادامه در مورد ضرورت گردآوری اطلاعات کامل در مورد کلیه دانش آموختگان این رشته و عظمت انجام این پروژه سخنان مبسوطی ایراد و در پایان گفت :" به نظر می رسد جهت ترتیب اسامی بهتر است مانند بسیاری از موارد دیگر " حروف الفباء فارسی " را ملاک تقدم و تاخر قرار دهیم "

سخنران بعدی مهندس " یاور یاوری چغرآبادی" مسن ترین فرد و از پیشکسوتان رشته مهندسی بود که اینگونه کلام آغاز کرد:

 " بیا تا قدر یکدیگر بدانیم       که تا ناگه زیکدیگر نمانیم"  درود بی پایان بر همکاران محترم و حضار گرامی ، کوتاه سخن آنکه این رخداد را به فال نیک می گیرم ولی برادر عزیزم مگر دفترچه تلفن می خواهیم درست کنیم که بر اساس حروف الفباء باشد ، در همه جای دنیا پیشکسوت ها جایگاه ویژه ای دارند ، قطعاً ترتیب سنی در تدوین کتاب باید رعایت شود ، فی الواقع بنده از پیشنهاد  جناب مهندس احمدی حیرت زده هستم !"

 نفر بعدی که رشته کلام را به دست گرفت مهندس " مازیار مازیاری چغرآبادی از شاگردان ممتاز دانش آموخته رشته مهندسی " بود وی گفت :

 " درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد    درخت دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد " سروران ، فرهیختگان ، همکاران گرامی ، خرسندم که در میان شما عزیزان هستم ، اما در مورد بحث اصلی جلسه ، یعنی ترتیب اسامی  ، دوستان اینکه پدر و مادر بنده تصمیم گرفته اند ده سال بدون فرزند زندگی کنند ، به بنده چه ربطی دارد ؟! حالا گیرم که پدر و مادر فلان مهندس عجله داشته اند و از هول هلیم داخل دیگ افتاده اند و ایشان بیست سال زودتر به دنیا آمده اند ، این چه مزیتی دارد ؟ در همه جای دنیا نمرات کسب شده هنگام تحصیل ملاک است"

سخنران بعدی سرکار خانم مهندس صدف صدفی چغرآبادی ، بود وی گفت : من همینقدر می دانم که لیدیز فرست ( Lady's First  )  زبان مشترک همه جهانیان است ، من از طرف همه خانم مهندس ها صحبت می کنم . سروران گرامی این کتاب قرار است به زبان انگلیسی هم چاپ شود ، اگر اینگونه پرنسیب های اجتماعی در آن رعایت نشود لطمه شدیدی به وجهه علمی کلیه مهندسان چغرآباد  وارد خواهد شد که به این سادگی ها ترمیم پذیر نیست "

سخنران بعدی مهندس "  امیرفرزام امیرفرزامی چغرآبادی " دانش آموخته رشته مهندسی از دانشگاه میشیکان آمریکا بود که گفت : من شعر و معر بلد نیستم ، این آقا که می گوید بر اساس نمرات  دانشگاه باشد مگر همه یک جا درس خوانده اند شما اصلاً اسم این جاهایی که شما داخل آن درس خوانده ای را می گذاری دانشگاه ؟ نمره ای که من در میشیگان آمریکا آورده ام چگونه با دانشگاه آزاد دارقوزآباد سفلی قابل مقایسه است ، برادر من یک چیزی بگو بگنجد . اولویت با کسانی است که در خارج از کشور و کشورهای پیشرفته درس خوانده اند ارتباطی هم با نمرات کسب شده نداشته باشد "

  سخنران بعدی مهندس " فخیم فخیمی چغرآبادی " از دانش آموختگان رشته مهندسی از دانشگاه هاروارد بود " وی گفت : " یک ضرب المثل چینی برایم تداعی شد که می گوید " به مرده که رو بدی داخل کفنش . . . " خیال کردی ما از پشت کوه آمدیم ، نگذار بگویم که توی همین دانشگاهی که شما می گویی چه اساتیدی پول می گرفتند و نمره می داند ، یادشان رفته سرجلسه امتحانات تقلب می کردند ، دوستانم که در همان دانشگاه شما بودند داستانهای بسیار گفته اند . در این هنگام صدایی از داخل جمعیت گفت : " بنشین سرجات بی ادب ، این چه حرفهایی است که می زنی ، خجالت بکش ،  حیف اسم مهندس که روی تو بگذارند ، تو کودکش هم نیستی !  "

به دنبال این سخنان جلسه متشنج شد ، بر اساس آخرین گزارش های منابع مطلع حال چندین تن وخیم گزارش شده است !! همچنین صاحب سالن به علت وارد آمدن خسارات کلی به سالن تقاضای غرامت کرده است !!

 

کوتاه و گویا

ازدواج !

" ازدواج " برای بعضیها مثل "چتر نجات" است ، درست است که آخرین راه نجات است ولی بمحض اینکه با آن نجات پیدا می کنند متوجه می شوند که دیگر هیچ احتیاجی به آن ندارند و وبال گردنشان است!

تاریخچه ورزش بانوان !

اولین زن ورزشکار تاریخ چه کسی بود ؟

در این که چه کسی اولین " زن ورزشکار " تاریخ بوده ، بین مورخان کمی تا قسمتی اختلاف نظر وجود دارد . شواهد تاریخی نشان می دهد که ورزش از دیرباز یعنی از عصر حجر در میان خانمها رواج داشته است .

یک مورخ اوگاندایی به نام " تینجانی شاقول غول جان" در صفحه 423 کتاب خود در این زمینه می نویسد : " اولین واقعه ورزشی تاریخ بانوان ، در عصر حجر شکل گرفت ، یک عصر بهاری از نوع عصر حجری ! نسیم زیبای بهاری شکوفه ها را نوازش می داد.بلبل های عصر حجری بر روی شاخسار درختان نغمه شادشاد سر داده بودند . آن موقع ها شادی جزو اعمال قبیح به شمار نمی رفت . بچه دایناسورها به دنبال مادرانشان این طرف ، آن طرف می رفتند و گرگم به هوا بازی می کردند !!

 یک مرد عصر حجری،خسته و کوفته از سر کار برگشته بود.سر صحبت با همسرش را باز کرد: " عزیزم،واقعاً حوصله مان سررفته ، پس این برق کی اختراع می شود؟ نه تلویزیونی ، نه رادیویی ، نه ماهواره ای ، این هم شد زندگی ؟ راستی کسی تلفن نکرد ؟ "

 زن با عصبانیت پاسخ داد : " تو همه اش به فکر خودت هستی ، پس کی برای من طلا و جواهر و موبایل می خری ؟ مگر من چه فرقی با " فخری خانم " دارم ؟ "

مرد در پاسخ به درخواست های زن گفت : " عزیزم ولی من فقط یک کارمندم ، می دانی هزینه مکالمه موبایل پالسی چند است ؟ تازه هر وقت هم که می گیری می گوید مشترک موردنظر در دسترس نیست، بعد هم یک سری بد و بیراه به انگلیسی نثار آدم می کنند . "

در این لحظه زن عصر حجری مثل کلیه زن های عالم اعم از عصر حجری و غیر حجری از حربه همیشگی خود استفاده کرد . ، شروع کرد به گریه و زاری و در همین حال که اشکهای از پیش آماده شده اش در حال فرو افتادن بود گفت : "اول آشنایی مون ، یادم می یاد ، یادم می یاد ، . . .  گفتی تو زن من بشو من هر کاری خواستی برایت می کنم . من کلی خواستگار دکتر ، مهندس و  تاجر و اینها داشتم ، بهتر از تو کج و کوله ! زود باش تکلیف من را روشن کن یا اینها که گفتم را می خری یا مهریه را می گذارم اجرا و ... "

 مرد نگون بخت جواب داد : " من کج و کو له ام یا اون داداشت ! ؟ بعد هم از سرقبرم بیاورم ؟ چطوری اینها را بخرم ؟ در این لحظه تاریخی بود که زن که خیلی هم روی خان داداش حساس بود ، با پرتاب یک ، " بشقاب سنگی " به سمت شوهر در حال فرار خود ، به میزان 82/ 4 متر ، علاوه بر شکستن رکورد جهانی این رشته ، موفق شد سر همسر خود را نیز بشکند و بدین ترتیب رشته" پرتاب دیسک " به عنوان اولین رشته ورزشی بانوان به ثبت رسید و نام این زن به عنوان اولین ورزشکار زن تاریخ جاودانه شد .

درستی یا نادرستی این مطالب گردن خود این مورخ اوگاندایی ، اگر کسی اعتراضی به این داستان دارد می تواند مستقیما با خود ایشان تماس بگیرد !!


پاسخ به پرسش های پزشکی و غیرپزشکی !

* من یک زن خانه دار هستم ، موهایم را رنگ کرده ام و اکستنشن هم گذاشته ام ، توی پیشانیم بوتاکس تزریق کرده ام . ابروهایم هم تاتو است ، توی چشمهایم هم لنز رنگی می گذارم ، گونه گذاری هم انجام داده ام . چندبار هم  عمل جراحی زیبایی بینی کرده ام ، تزریق لب و رفع غبغب هم انجام شده ، شوهرم می گوید این کارها چیست که انجام می دهی؟ به نظر شما این آقا دیوانه زنجیری نیست ؟

- معلومه که هست !،شوهر شما از اورژانس های فوری و خطرناک  روانپزشکی است و احتیاج به بستری  شدن مطلق در بخش روانپزشکی با شرایط ممنوع الملاقات دارد . هرچه سریعتر با اورژانس تماس بگیرید!

                                                                              *** 

* آقای دکتر عزیز و دوست داشتنی ( با منه ؟ - دکتر -)من نه صدا دارم ، نه قیافه ، نه هیکل ولی علاقه فراوانی دارم که یک خوانندهً مطرح پاپ بشوم آیا از نظر پزشکی راه حلی وجود دارد ؟

- برادرم خوبم ، احتیاجی به این چیزها نیست ، رو داشته باشید ، بقیه مسائل حل است ، اینطور که از شواهد  پیداست  برای خواننده شدن به  هیچکدام احتیاجی نیست !

                                                                                 *** 

* من با یک ضایعه پوستی به چهار پزشک متخصص مراجعه کرده ام ، چهار تا تشخیص متفاوت داده اند مگر چنین چیزی امکان پذیر است ؟

- بله در عالم پزشکی به این می گویند" تضارب آراء یا همان جامعه پزشکی چند صدایی !!"شانس آوردید که به پنجمی مراجعه نکرده اید !

                                                                                  ***

* خانم من از سوسک می ترسد ، مادر من از خانمم می ترسد ، من از هردو  به نظر شما راه حلی وجود دارد ؟

- مواردی که برشمرده اید کاملاً طبیعی است ، البته من منظور شما را از هر دو متوجه نشدم از" سوسک و همسرتان "،  "همسرتان و مادرتان" و یا "سوسک و مادرتان" ؟ البته به احتمال زیاد گزینه سوم ، کاملا منتفی است !البنه ترس درست است که برادر مرگ است ولی در  بعضی موارد شوهر خواهر خطر هم هست !( گرفتی که !!)

                                                                                  ***

* من یک دوشیزه دم بخت هستم ، سه خواستگار  همزمان دارم ، یک پزشک عمومی ، یک کله پز و یک آپاراتی واقعا بر سر دو راهی مانده ام به نظر شما آینده کله پزی درخشان تر است یا آپاراتی ؟

- با توجه به میزان تولید خودرو و روند رو به رشد آن به نظر می رسد تعداد ماششینهایی که هر سال پنچر می شوند به نسبت سال قبل افزایش قابل توجهی داشته باشد ، لذا نظر شخصی بنده روی آن برادر آپاراتی است ! ولی تصمیم با خودتان است !

 

در ایران ،در سایر کشورها (2)

   در ایران : مردم یکسال کار نمی کنند ! بعد می روند سفر ،بعد که بر می گردند یک هفته استراحت می کنند که خستگی سفر از تنشان در بیاید !

در بقیه دنیا :  مردم یکسال واقعاً کار می کنند ، بعد یک هفته می روند  مسافرت استراحت می کنند که خستگی یکسال کار از تنشان در بیاید !

* * * *

در ایران : نوشیدن مشروبات الکلی ممنوع است ، رانندگی کردن آدم مست آزاد !

در بقیه دنیا : نوشیدن مشروبات الکلی آزاد است ، رانندگی کردن آدم مست ممنوع !

* * * *

در ایران : دو ساعت آشپزی می کنند ، پانزده دقیقه می خورند !

در بقیه دنیا : پانزده دقیقه آشپزی می کنند ، دو ساعت می خورند !

* * * *

در ایران : یک نفر را می آورند در مراسم درگذشت عزیزانشان و کلی پول به او می دهند که چیزهایی  بگوید که کسانی هم که صاحب عزا نیستند و هیچ غم و غصه ای ندارند ، حالشان بد می شود و غصه دار می شوند ! اسمش را هم می گذارند تسلی خاطر بازماندگان !

در بقیه دنیا : هیچ کس را نمی آورند ، بعد سایر آدم ها می آیند دست صاحب عزا را می فشارند و به او تسلیت می گویند ، و او می فهمد که می تواند به زندگی عادی برگردد و تسلی پیدا می کند !

* * * *

 

 

"حکایت برگزاری کنگره های علمی !"

فرض کنید که یک " کنگره علمی " در حال برگزاری است و شما از شرکت کنندگان در این کنگره هستید ، برای اینکه مطمئن شوید که در ایران هستید به نکات زیر توجه فرمایید :

1 ) " آیین گشایش " با حداقل 45 دقیقه تاًخیر آغاز می شود !

2 ) در این آیین کلی سخنرانی انجام می شود که تقریباً فقط به این درد می خورد که فرد سخنران ، سخنرانی کرده باشد ! و احتمالاً عکسش در هنگام سخنرانی یکجایی چاپ شود !

3 ) صدای مجری حداقل 4 دفعه قطع می شود !

4 ) بلندگوها چندبار سوت می زنند !

5 ) حداقل در طول هر سخنرانی 15 بار موبایل ها به صدا در می آیند با زنگ های مختلف از باباکرم و آهنگهای مرحوم جلال همتی گرفته تا آهنگ  متن فیلم شعله و Love Story !

6 ) اگر در حین برگزاری کنگره دوستان و همکارانتان را نمی بینید یا پیدا نمی کنید ، می توانید همه آنها به اضافه کلی آدم دیگر را حین پذیرایی پیدا کنید  ! ( قیافه شان را خودتان مجسم کنید !خصوصا در نواحی دهان ولپ ! )

7 ) برنامه سخنرانی ها حداقل 7 بار جابجا می شود !

8) در هر سخنرانی حداقل 4 نفر خواب هستند !

اگر کنگره ای برگزار شده که این اتفاقات در آن رخ نداده ، دعوا که نداریم بنده این اتفاق خجسته ، جاودانه ، تاریخی و منحصربفرد را خدمت برگزار کنندگان آن صمیمانه تبریک عرض نموده ، طنز نویسی را تا مطلب بعدی کلا کنار می گذارم !

 

 

" گزارشی از وضعیت فرهنگی ورزش فوتبال "

همانگونه که مستحضر هستید،فوتبال در کشورما از مقوله های فرهنگی-ورزشی است و کلیهً باشگاههای فوتبال ما به خاطر عشق بی حد و حصری که به مقولهً فرهنگ دارند،تمام کار و زندگی خود را رها کرده ، مشغول خدمت به فرهنگ این مرزوبوم هستند .

اما در مورد مقولهً فرهنگ در ورزشگاهها،خبرنگار ما مشاهدات خود را اینگونه می نویسد : " ابتدا همه چیز خوب بود ولی بعد از اینکه داور یکی دو اشتباه کرد ، تماشاگران مسائلی را در ارتباط با " شیر سماور " مطرح کردند که در پی تکرار اشتباهات داور " اگزوز خاور " و غیره ! نیز از جمله مسائل مطرح شده بود !  البته خود فوتبالیست های بسیار فرهنگی ما که زینت بخش کلیه مراسم صدا وسیما و سایر رسانه ها هستند و کلاً الگوی نسل جوان به شمار می روند نیز کلمات ، مشت ، لگد ، کف گرگی ، انگشت در چشم و . . . نیز با یکدیگر و دور از چشم داور ردوبدل می کردند !

ما هم مثل مجری محترم برنامهً نود که چندین سال است هر هفته می گوید : " امیدواریم که دیگر شاهد این صحنه های زشت در فوتبال کشورمان نباشیم " امیدواریم که دیگر . . .

یک مقام مسئول " در پاسخ به این پرسش که بالاخره در مورد این مشکلات چه برخوردی باید کرد به خبرنگار ما گفت : " من فقط می گویم کار فرهنگی و کار فرهنگی ، برخورد قهری محرومیت ، جریمه و اینها دردی از مشکلات ما دوا نمی کند " خبرنگار ما در ادامه پرسید:"خوب چگونه ؟ " که وی در پاسخ گفت : " چگونه اش را نمی دانم ! "

یک متخصص امور جامعه شناسی در این مورد می گوید : " بعضاً دیده ام که در اتوبانها ، رانندگان محترم بر سر یک جلوی هم پیچیدن با آچار چرخ ، قفل فرمان و . . . با هم گفتمان می کنند ، یک ضرب المثل فرانسوی می گوید : " نگاه به دست ننه کن ، مثل ننه غربیله کن " ، هیچ عجیب نیست پس اگر در چنین جامعه ای چهار تا فحش هم در ورزشگاههایش رد و بدل شود ! "

یک کارشناس دیگر حضور بانوان و خانواده ها  را عامل تعدیل رفتارهای ناهنجار در محیط های ورزشی عنوان کرد و گفت : " حضور بانوان باعث می شود که تماشاگران فحش های خانوادگی بدهند !"

یک تماشاگر نما که اصرار داشت نامش فاش شود در پاسخ به این سوال خبرنگار ما که این رفتارهای ناهنجار و زشت تا کی ادامه خواهد داشت ، گفت : " تو چکاره ای { . . . } تو خودت چه { . . . } که { . . . } بیا { . . . } من { . . . } و { . . . } و { . . . } و { . . . } " با تشکر از این تماشاگر نمای عزیز !

اما آیا واقعاً اوضاع همینقدر بحرانی است یا ما اغراق می کنیم ؟ بشنوید سخنان یکی دیگر از مسئولان را : " نخیر اینگونه نیست ، تماشاگران ما بهترین تماشاگران دنیا هستند مثل خود ما ، اینها سرمایه های واقعی فوتبال هستند . حالا اگر چهل پنجاه هزار نفر تماشاگرنمای معدود و انگشت شمار،یکی دو نیمه به داور و حریف و اینها توهین کنند و فحش بدهند ،این را نباید به حساب همه گذاشت ، در همهً اقشار خوب و بد وجود دارد "

یکی از بازیکنان مطرح که کارت های قرمز زیادی در این فصول گرفته در این زمینه می گوید " من نمی دانم این داوری های سوسول را از کجا می آورند ، ما هر چه می گوییم اخراجمان می کنند ، فوتبال که جای این مامانم و اینها و سوسول بازی ها نیست ، عروسک بازی که نمی کنیم خوب حالا چهار تا فحش هم به هم می دهیم این که این همه هیاهو ندارد . "

یک فوتبالیست دیگر در پاسخ به تماسهای مکرر ما گفت : " الان از چندین شبکه تلویزیونی و چندین هفته نامه منتظر مصاحبه با من هستند و می خواهند با من و  X5 عکس بگیرند ، الان وقت ندارم ، بعداً هماهنگ کنید ! ! "