کوتاه و گویا

از نظر یک اصفهانی " اسکی کردن " یکی از بدترین کارهای دنیاست چون :

* دوره !

* سرده !

*خطرناکه !

* گرونه !

یک حکایت فولکلوریک اصفهانی !  (  یا حکایت حاج آقا جمال و پسرش جلال ! )

حاج آقا جمال از بازاری های به نام اصفهان ، پسری داشت به نام " جلال " که توی خانه " آقا جلال " صدایش می کردند . حاج آقا  جمال به آقا جلال قول داده بود که اگر نمرات خوبی کسب کند برایش یک جایزه می خرد و اما بشنوید دنباله حکایت را به لهجه اصفهانی  :

جلال بابا جمال ، جایزه برام یه " پلی استیشن " می خری ؟

 حاج آقا جمال چی چی استیشن ؟ بیبین جلال ، من که جوون بودم ، یه پیکان استیشن سرخ داشتم دوزار نمی ارزید ، هر روز زهواری یه جاش در رفته بود و یه مرگیش بود ! استیشن مستیشن را ولش ، یه چیزی دیگه بوگو تا براد بسونم !

 جلال بابا جمال ، پس برام یه " سگا  " می خری ؟

 حاج آقا جمال گاز بیگیر زبونتا ، من سگ تو این خونه بیارم ، تو این خونه یا جا منس یا جا سگ ! تو نجس و پاکی سرت نمی شه ؟ تو دین نداری ، ایمون نداری ؟ فردا ، پس فردا تو در و همسایه نمی گن کیس خونه حاج آقا جمال واق می زنه ؟ یه چیزی دیگه بوگو تا براد بسونم !

 جلال بابا جمال ، پس برام یه " گوشی موبایل ، می خری ؟

حاج آقا جمال گوشی موبایل بخرم که از صبح سحر تا نصف شب بذاریش در گوشت و با رفیقات قصه حسین کرد را تعریف کونی؟آ حتماً زنگشم صدا آروغ و بادگلو باشه ؟ آخر ماهم یه قبضی چهل پنجاه هزار تونی بیارن بیخی ریش من ؟ یه چیزی دیگه بوگو تا براد بسونم !

جلال بابا جمال ، پس برام یه جفت " کفش اسکیت ، می خری ؟

 حاج آقا جمال از این ارسی زهرماریا بخرم که باش بری تو خیابون هی دور خودت چرخ بزنی ، سرت گیج برد بخوری زمین ، یه جاید بشکند ، تا آخر عمر کج و کوله و چلاق وبالی گردن من بشی ؟ همینجورت چه تحفه ای هستی که دیگه یه وری هم بشی ! یه چیزی دیگه بوگو تا براد بسونم !

جلال بابا جمال پس برام یه " آنتنی ماهواره " می خری ؟

 حاج آقا جمال ماهواره بخرم که تو هم مثلی آدما توش دیونه بشی؟ گیسادا بلند کونی و زیر ابرو ورداری و خشتک شلوارت زمینا جارو بزنه ؟ اون وقت دیگه توشهر آبرو برام باقی می مونه ؟ دیگه می تونم تو محله سربلند کونم ؟ که از فرداش برام دست بگیرن ، همه جا بگن پسری حاج آقا جمال " اوا " از آب در اومده؟

 جلال ( با گریه و زاری ) هر چی می گم که یه چیزی می گوی اصلش کوفت بخر زهرمار بخر !

حاج آقا جمال حالا درباره اینها یه فکری می کونم  ، پاشو مشقادا بنویس ، درس بخون که نمره خوب بیاری که بابا باز هم بتوند براد جایزه بخره !

 

*   پاورقی

بسونم = بخرم                    ارسی = کفش

 

در پایان به اطلاع می رسد ، هرگونه تشابه میان شخصیتهای این حکایت با افراد حقیقی ، کاملاً اتفاقی است !

 

حکایت یک قهرمان !

* شنبه : 7 بامداد / برنامهً  " صبح  چغرآباد به خیر "

مجری : امروز یک میهمان ویژه داریم که همگی شما بی صبرانه منتظر دیدن این چهرهً محبوب هستید ، ملی پوش ارزندهً فوتبال کشورمان پژمان چغرآبادی . سلام پژمان جان به برنامه خودت خوش آمدی ، در ابتدا کمی از اخلاق در ورزش برای ما و بینندگان صحبت کن .

پژمان : من هم عرض سلام و ادب دارم خدمت بینندگان خوب برنامه شما . بله همه ما باید فقط دنبال اخلاق در ورزش باشیم و آن را سرلوحه کارمان قرار دهیم . ورزش بدون اخلاق مثل درخت بدون میوه است به قول قدیمی تر ها درخت هرچه پربارتر افتاده تر !

* یکشنبه : 10 صبح / برنامهً " گپی خودمانی با قهرمانان "

مجری : امروز دراین برنامه میزبان فوتبالیست محبوب کشور ، پژمان خان چغرآبادی هستیم ، پژمان جان سلام ، در ابتدا برای جوانانی که می خواهند به ورزش قهرمانی بپردازند از رابطه علم و ورزش بگو و بگو آخرین کتابی که خواندی چه بوده ؟

پژمان : من هم عرض سلام و ...... علم ، ورزش و اخلاق سه بال پرندهً موفقیت هستند . جوانان باید به درس در کنار ورزش خیلی بها بدهند به قول قدیمی تر ها درخت هرچه پربارتر افتاده تر و آخرین کتابی که خوانده ام کتاب علوم بوده است .

مجری : کدام علوم ؟

پژمان : پنجم دبستان !

*دوشنبه : 11 شب / برنامه " 10 + 80 "

مجری : در این برنامه یک میهمان ویژه داریم ، چند تصویر را با هم می بینیم ، در خدمتتان هستیم ، ....... ، بله همانطور که از تصاویر مشخص بود،  میهمان ما کسی نیست جز فوتبالسیت محبوب کشورمان ، پژمان چغرآبادی ، پژمان جان ، موافقی که کار فرهنگی در فوتبال ما خیلی کم بوده ، باید خیلی زیاد باشد ؟

پژمان :  من هم عرض سلام و ...... اصلاً اگر کار فرهنگی در فوتبال نباشد ما با سر می رویم توی قهقرا . خودما در باشگاه قبل از هر تمرین هر روز کلی کار فرهنگی می کنیم . فوتبال منهای کار فرهنگی مطلقاً پذیرفته نیست به قول قدیمی ترها درخت هرچه پربارتر افتاده تر !

*سه شنبه : 6 بعداز ظهر / برنامهً " با الگوی موفق "

مجری : در این برنامه در خدمت یک الگوی موفق دیگر هستیم . چهره دوست داشتنی فوتبال ، آقای پژمان چغرآبادی ، پژمان جان بدون مقدمه بگو الگوهای تو چه کسانی بودند ؟ 

پژمان : من هم عرض سلام و ...... الگوهای من هم جوانمردانی بودند که پیوسته به معنویات و اخلاق بها می دادند و به ما درس های پایداری ، جوانمردی،اخلاق مداری آموختند ، به قول قدیمی ترها درخت هرچه پربارتر افتاده تر !

*چهارشنبه : ساعت 5 بعداز ظهر " اخبار ورزشی "

گزارشگر :امروز از طرف فیفا به نام روز بازی جوانمردانه یا همان  Fair Play  نامگذاری شده است ، در خدمت پژمان چغرآبادی هستیم و نظر او را جویا می شویم .

پژمان : من هم عرض سلام و ...... همه ما باید بازی جوانمردانه را سرلوحه بازی فوتبال قرار دهیم و خیلی جوانمردانه باشیم به طور کلی ، قدیمی تر ها حرفهای بی حکمت نمی زده اند به قول آنها درخت هرچه پربارتر افتاده تر !

*پنج شنبه : ساعت 2 بعدازظهر / برنامه ً " در راه جام جهانی "

مجری : در حضور فوتبالیست موفق پژمان چغرآبادی هستیم ، پژمان جان همانطور که می دانی ما در آستانه حضور در جام جهانی فوتبال هستیم ، چکار کنیم که جهان ما را بهتر بشناسد ؟

پژمان : من هم عرض سلام و ...... ما به علت برخورداری فراوان از اخلاق و کار فرهنگی باید به جهان نشان بدهیم که آنها باید از ما و رفتارمان الگو برداری کنند چون خودشان مملو از نقاط های ضعف مفرط هستند و بی اخلاقی در این جوامع در حال زدن موج است ؟ ! ! به قول قدیمی ترها درخت هرچه پربارتر افتاده تر !

*جمعه : 4 بعداز ظهر / " پخش مستقیم فوتبال "

گزارشگر : دقیقه سی و پنج بازی ، حالا یک توپ از جناح چپ سانتر می کند روی دروازه فرصت ، و بله اعلام پنالتی توسط داور به خاطر خطای این بازیکن یعنی پژمان چغرآبادی که خیلی هم عصبانی به نظر می رسد و شدیداً به داور اعتراض می کند ( صدای تماشاگران که می گویند توپ ، تانک،  فشفشه ........ شنیده می شود ؟ !) و بله کارت قرمز ، درگیری بالا می گیرد و او با بازیکن حریف هم گلاویز می شود و ظاهراً می خواهد همه را کتک بزند . متاًسفانه الفاظ ناشایستی شنیده می شود و باران سنگ و بطری از طرف تماشاگران . صحنه هایی که اصلاً در شاًن فوتبال ما نیست ، امیدواریم که دیگر شاهد اینچنین صحنه های زشت و زننده ای آن هم از جانب ملی پوشان کشورمان نباشیم ، به قول قدیمی ترها درخت هرچه پربارتر افتاده تر !

 

 

 

 

در ایران... ، در کشورهای متمدن... ( 1 )

در ایران... ، در کشورهای متمدن... ( 1 )

در ایران : مردم وقتی می بینند یک نفر خلاف رانندگی می کند ، برای او چراغ می زنند و با دست علامت می دهند که پلیس جلوتر ایستاده ، تا راننده ای که حق آنها را پایمال کرده ، جریمه نشود ! !

در کشورهای متمدن : مردم وقتی می بینند یک نفر خلاف رانندگی می کند ، به پلیس اطلاع می دهند تا فردی را که جان آنها را به خطر انداخته جریمه شود تا حقشان پایمال نشود ! !

                                                                                 ****

در ایران : مردم به همدیگر آموزش می دهند که چگونه از پرداخت مالیات فرار کنند !

 در کشورهای متمدن : مردم وقتی کسی از پرداخت مالیات فرار می کند به دولت اطلاع می دهند تا فرد موردنظر مثل بقیه مالیات خود را پرداخت کند و از امکاناتی که به واسطه پرداخت مالیات آنها فراهم شده مجانی استفاده نکند !

                                                                                  ****

در ایران : اول  ازدواج می کنند ، بعد با هم دشمن می شوند !

 در کشورهای متمدن : اول دوست می شوند ، بعد با هم ازدواج می کنند !                                                                           

                                                                                  ****

در ایران : دم هر دری چند دقیقه با هم تعارف می کنند ، ولی موقع رانندگی یک ثانیه هم برای هم  صبر نمی کنند ، بعد به همین خاطر با هم تصادف می کنند ، بعد پیاده می شوند برای هم قمه می کشند ! !

در کشورهای متمدن : دم در هر کسی راه خودش را می رود ، ولی موقع رانندگی به همدیگر راه می دهند و به هم لبخند می زنند ! !

پایان اپیزود اول..

ادامه دارد ...

 

 

" مافیای فروش قبر "


خبر این بود : " مافیای فروش قبر شناسایی شد . "          

متقاضی – الو ، سلام ببخشید ، مافیای فروش قبر ؟

مافیا : راهنمای خرید و فروش قبر بفرمایید ......

متقاضی : ببخشید یک قبر خوب می خواستم .

مافیا : چند نفر هستید ؟

متقاضی : یک نفر ، مگر فرقی هم می کند ؟

مافیا : بله خوب معلوم است قبرهای گروهی تخفیف ویژه می گیرند ، مشخصاتتان را بفرمایید .

متقاضی :  چه مشخصاتی ؟

مافیا : جنس ، وزن ، قد ، سن ، تحصیلات  ، میزان درآمد .....

متقاضی : چه ربطی دارد ؟ من یک قبر خوب و به قیمت می خواهم .

مافیا : یک لحظه گوشی . بله ، الآن  یک قبر دو نبش دارم ، مهندسی ساز ، فضای سبز عالی ، گلهای زینتی ، توی قطعه پولدارها ، جمعه ها پارکینگ پر از بنز و BMW و لکسوس است . قبر بغلیت مال یک آقای دکتر متخصص است که تازه رحمت خدا رفته ، وارث ها که خیلی راضی بودند ! انشاء ا .... شما هم راضی باشی !

متقاضی :  دیگه چی دارید ؟

مافیا : یک قبر متوسط هم دارم . یک کم دور ولی خیلی تمیزه ، نزدیک شیر آب ، فضای سبز معمولی ولی آینده اش خیلی خوب است . همسایه ات هم بد نیست . یک کارمنده ، آدم خوبی بوده بنده خدا ، فکر نمی کنم مشکلی با هم پیدا کنید !

متقاضی :  دیگر ارزانتر چی دارید ؟

مافیا : شما انگار بمیر نیستی داداش من ؟ دیگه این پولها را برای کی می خواهی ؟ صبر کن ، یک قبر به قیمت دارم البته راهش خیلی دوره اقوامت وسیله دارند ؟

متقاضی :  بله ، بعضی هایشان .

مافیا : خوب ، ولی همسایه هایت جالب نیستند ، دیوار به دیوارت یک کلاهبرداره که هفته پیش رحمت خدا رفت ، البته موقع دفنش همه می گفتند خوب آدمی بود ، خوب آدمی بود  ! ولی دروغ می گفتند ! کجا خوب آدمی بود ، مال کلی آدم را بالا کشید و مرد ! حالا شما کی می خواهی بمیری ؟ اگر عجله نداری باز هم این هفته قبرهای خوب برایمان می رسد !

متقاضی : نه زیاد عجله ندارم . ترجیح می دهم یک قبر به قیمت بخرم ، آخر می دانی برای خودم نمی خواهم برای مادرزنم می خواهم .......